ورود اعضاء
۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۰ آبان
كتاب هاي علمي و تفكر استقرايي
چه كتابهايي براي فرزندان مان بخوانيم؟ (قسمت دوم)
بخش بزرگي از دنيا از نظر كيفيت زندگي از ما توسعه يافته تر است، چه از نظر كيفيت زندگي مادّي (رفاه) و سلامت جسماني و چه از نظر كيفيت زندگي رواني و فرهنگي . تفاوت اصلي آن ها با ما تفاوت ژنتيكي و اقليمي نيست بلكه تفاوت در سبك تفكر است. آنها با تفكر علمي استقرايي به جهان نگاه مي كنند. يعني جهان را با دقّت مشاهده مي كنند، فرضيه سازي مي كنند و فرضيه هايشان را آزمون مي كنند و در نتيجه قواعد تعامل با جهان را كشف و چارچوب بندي مي كنند.
 بخش بزرگي از دنيا از نظر كيفيت زندگي از ما توسعه يافته تر است، چه از نظر كيفيت زندگي مادّي (رفاه)  و سلامت جسماني و چه از نظر كيفيت زندگي رواني و فرهنگي . تفاوت اصلي آن ها با ما تفاوت ژنتيكي و اقليمي نيست بلكه تفاوت در سبك تفكر است. آنها با تفكر علمي استقرايي به جهان نگاه مي كنند. يعني جهان را با دقّت مشاهده مي كنند، فرضيه سازي مي كنند و فرضيه هايشان را آزمون مي كنند و در نتيجه قواعد تعامل با جهان را كشف و چارچوب بندي مي كنند. پيش فرض تفكر علمي- استقرائي «نمي دانم» است، نمي دانمي كه منجر به توليد دانش مي شود. ولي ما در يك «مي دانم» بزرگ اسطوره محور زندگي مي كنيم. ما ارتباطمان با اين تفكر علمي استقرايي ضعيف است. تفكر ما تفكر قياسي است كه از حيث مراحل رشد تفكر بدوي تر از تفكر استقرايي است. يعني ما يك سري كلان روايت ها يك سري قصه هاي بزرگ را باور مي كنيم و بعد جهان را بر طبق آن قصه هاي بزرگ سازماندهي مي كنيم. يعني جهان را مشاهده نمي كنيم بلكه در جهان به دنبال بازنمايي قصه هاي بزرگ مي كرديم. البته وقتي مي گويم "ما" منظورم عموم مردم جامعه ي ماست نه دانشمندان. اين تفكر كه مبتني بر باور كلان روايت هاست تفكراسطوره اي است يعني تفكر از كل به جز. به نظر من خيلي مهم است كه بچه هاي ما با تفكر علمي استقرايي آشنا شوند. يعني تفكري كه از مشاهده به فرضيه سازي مي رسد و سپس به آزمون فرضيه ها، اين كه چگونه فرضيه هايمان را آزمون مي كنيم و چگونه فرضيه ها را رد مي كنيم. يك بحث بسيار مهم در تفكر علمي اين است كه ما پذيرش رواني رد شدن و ابطال فرضيه ها مان را داشته باشيم. ما اغلب وقتي كه فرضيه مي سازيم تمايل داريم فرضيه ها را به اثبات برسانيم. بنابراين آموزش اينكه چگونه فرضيه هاي مختلف ايجاد مي شوند و چطور آزمون مي شوند و چطور ابطال مي شوند و پژوهشگر چگونه از ايده اي كه خلق كرده است كنار مي كشد و آن ايده را از ذهنش كنار مي گذارد آموزشي ضروري است. يكي از نكاتي كه بچه ها بايد آموزش ببينند همين فرضيه سازي و پذيرش رد شدن فرضيه ها است، اگر قرار باشد در آينده با يك تفكّر واقع بينانه و يك تفكّر علمي به جهان نگاه كنند و زندگيشان را به سمت كيفيت بهتري پيش ببرند. 
تاریخ:
1396/11/17
تعداد بازدید:
63
منبع:
دكترمحمدرضاسرگلزايي_روانپزشك
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
Powered by DorsaPortal